Monthly Archives: January 2016

Hossein Ronaghi: Imprisonment is not the answer.

12417977_784437118366793_6794008122370710070_n.jpg

Oh January 19, 2016 Hossein Ronaghi presented himself at the Tehran Prosecutor’s Office per orders of the IRGC Intelligence Unit to be taken back into custody.
Before leaving he posted on his Facebook page:

I believe that the answer to any opinion is never imprisonment.

This is why I am returning to prison:

My not returning will result in confiscation of the collateral set for my bail, which is morally wrong and unprincipled. Seizing the collateral would be legal only if I was not reachable or my whereabouts were unknown in case of need for arrest. Despite the fact that I provided my address to judicial authorities for my arrest at their will, this did not happen and ultimately I was told per orders of the IRGC Intelligence unit I was to return to prison.

Also as my mother says, “This is our homeland and we are not the ones who must leave.”

Tomorrow I will go to the Prosecutor’s office, will be taken into custody and imprisoned. What is clear to me is that I will always be beside my family and my friends.

In hopes of bright and clear days.

https://goo.gl/S2PeSZ

حسین رونقی
باور دارم که پاسخ هیچ اندیشه ای زندان نیست برای همین به زندان می روم؛بازنگشتن من مساوی است با جلب وثیقه ها و این یعنی سلب اعتماد وثیقه گذارها و سقوط تعهد و اخلاق، اجرای وثیقه ها زمانی قانونی است که برای بازداشت، من در دسترسی نباشم و این اتفاق در حالی رخ داده است که به صورت مکتوب آدرس خود را به مقام های قضایی اعلام کرده بودم تا در صورت نیاز بازداشتم کنند اما این اتفاق نیافتاد و در نهایت از داستانی گفتند که اطلاعات سپاه می گوید باید حسین را به زندان بازگردانید. از آن هم که بگذریم به قول مادرم «اینجا سرزمین ماست آن کسی که باید این سرزمین را ترک کند ما نیستیم»؛ فردا می روم دادستانی و نهایتا بازداشت و زندان، آنچه برای من واضح است همیشه در کنار خانواده و دوستانم خواهم بود. به امید روزهای خوب و روشن

زبان سرخ و سبز… این چه غوغایی ست!
نصیب خون ِ به دیوارها تباهی شد!
برای حرف نگفته به حبس خواهی رفت
برای کار نکرده به بند خواهی شد!
“اشرف گیلانی”